برگ نخست  |  تماشا خانه  |  نگارخانه  |  تالار گفتگو  |  بايگاني پژوهش ها و نوشتارها  |  واپسين ديدگاه هاي رسيده  |  دانستنیها  |  تبليغات  |  درباره ما  |  همکاري با ما
                 منوی سايت 
            رويداد هاي روستا
            دهياري
            شوراي اسلامي
            فرآورده هاي کشاورزي
            آداب و رسوم
            آمار و امکانات روستا
            تاریخچه و آثار تاریخی
            مراسم مذهبي
            گویش و واژگان گویشی
            تنوع زیست محیطی
            جاذبه ها و دیدنیها
            غذاهای محلی
             ورزش و بازی های محلی
            کوه ها و غارها
            پوشش و لباس محلی
            آواها و نواهاي محلي
            تیم فوتبال شاهین خان آباد
            بازمانده گذشتگان
            نخبگان روستا
            وصیت نامه شهدا
             اشعار و سروده ها
            داستان و ضرب المثل ها
            روستاهای همجوار با ما
            پژوهش هاي کشاورزی



                   آواها و نواهاي محلي روستاي خان آباد  

 

ويولندفنيساز و دهل

کنکاش در وقایع گذشته بر مردم روستاي خان آباد و حومه و سیری در ژرفاژرف سرگذشت فرهنگی و تاریخی آن، در گرو بررسی موشکافانه در چهره‌های ناشناخته زندگانی نیاکان سخت‌کوش این مرز و بوم است.
نیاکانی که با طبیعت و سرشت گیتی، انس و الفتی ژرف و با پدیده‌های پیرامون خویش پیوندی ناگسستی داشتند و در برخورد با مشکلات، با تبیین پدیده‌های ناشناخته، تجلیات ذهنی را به گونه‌های مختلف بر پردهٔ زندگانی، نقشی آشکار و جاوید می‌زدند. هر چند بازشناسی بخشی از ویژگیهای زندگی این مردم، با بررسی آثار دست و اندیشه آنها که در قالب عناصر مادی و مینوی تجلی یافته و به یادگار مانده‌اند، شدنی است، ولی گذرگاه ورود به ک‍ُنه زندگانی آنها و اشراف بر بسیاری از ویژگیهای ناشناخته زیست و زندگی این مردم دلیر، جز مطالعهٔ دقیق و همه جانبهٔ چند و چونیهای جلوه‌های گوناگون امروزی نخواهد بود
.
با وجود اینکه با مطالعه و معرفی آثار فرهنگ مادی و معنوی هر جامعه و پژوهش علمی در همین گذرگاه سخت و دقیق می‌توان به این جهان ناشناخته راه یافت، ولی بررسی فرهنگ‌ عامه اين خطه و پرداختن به همه عناصر فرهنگی آن شدنی نیست، اما با هدف نمایش گوشه‌هایی از تبلور فرهنگ عامه مردمان خردمند این ديار و ترغیب بیشتر پژوهشگران مشتاق به دریای بیکران فرهنگ موسیقایی، روزنه‌هایی از این تصویر توصیف‌ناپذیر را می‌گشاییم.


آوازهای بدون ریتم یا با متر آزاد
به طور کلی همان‌گونه که از این عنوان پیداست، آوازهای که گاهی نام مقام نیز می‌گیرند، بدون ریتم هستند و با متر آزاد اجرا می‌شوند. این آواز، گاه در دلتنگی، گاه در اوقات فراغت، در حال کار، در شادمانی و سور، گاهی به انگیزه تهی کردن درون از فشارهای روحی و شکوه و شکایت از جور روزگار، پند و اندرز و گاه در جلوه غم عشق خوانده و نواخته می‌شود. مضامین اشعار آن با گویش محلي و در قالب تک‌بیتهایی که با حال و هوای آن موسیقی یگانگی دارد، گوش نیوشندگان راستین آن را می‌نوازد

 انواع موسیقی آوازی 
 
آواهای کار : برزگری ,خرمنکوبی، شیردوشي، مشک زنی،
  آواهای شادمانه: جشن های عروسی - ختنه سوران - تولد  
آواهای عاشقانه
کلام‌های دینی 
آواهای دلتنکی و غریبی 
آواهای حماسی 
آواهای طنز 
آواهای هجو:لا لايي ها 

موسیقی سازی
ـ سرنا، دهل، کمانچه (تال)، تنبک (تمک)، ني ، دف
 
مقام‌های شادی عروسی
با توجه به وجود نماد هایی از رقص هاي آييني بر روي سنگ نگاره هاي موجود در منطقه با قدمت 12000 سال شاید پیشینه ی هنرهایی چون رقص و موسیقی به تمدنهای نخستین بشری بازگردد، آن هنگام که مردان و زنان نخستین به شکرانه ی شکار به پایکوبی و رقص می پرداختند.

لالایی

لالایی از زیباترین و لطیف‌ترین آوازهایی است که ریشه در کهن‌ترین تفکرات و احساسات مردم ایران‌زمین دارد.
در بررسی موسیقیهای فولکور نقاط مختلف ایران کهن، لالایی را می‌توان به عنوان یک بخش مشترک در میان آنها بازشناسی کرد ، لالایی، پیوسته روشنگر پیوند ژرف و‌ آسمانی مادر و فرزند بوده است
.
بینشوران کهن، مادر را زهدان بارگاه آفرینش در زایمان کارگاه هستی می‌دانند و او را تجلی‌گاه هزار و یک نام خدا می‌شناسند و فروغانی گوهر عشق را در آئینه‌داریهای مهرناب او می‌جویند
.
مادر، نقطة کانون آفتاب مهر هستی است و فرزند بزرگ‌ترین تجلی‌گاه هستی‌مداریها، هستی‌پردازیها و مهربانیهای اوست
.
از این دیدگاه و در باوری به حقیقت، تواناییهای نهادی مادر و پیوند زندگانی‌سازش با فرزند، آفریدگاری و پروردگاری و سازندگاریهای بیکران او را به خوبی می‌توان در جلوه‌گاه لالایی یافت. زمزمه‌های لالایی، جلوه‌گر هستی‌پردازیهای مادر در آرامش نهاد فرزند است
.
او در سکوت و تنهایی، در خلوتگه سپنتایی خویش با جگرگوشه‌اش، به دستاویز نوایی که سر جان برمی‌خیزد و بر آئینه نهاد فرزند و گوش جان او حکم دم مسیحایی را دارد، گاه در چهر مهربانیها و دلسوزیها و غمخواریها، گاه در چهر آرزوهایی که فرزند را آئینه آن می‌داند و گاه در چهر بازگوی تاریخ و فرهنگ نیاکان او، چامه‌هایی را بر جان و روان و هستی‌اش، زمزمه‌ساز زندگانی راستین می‌سازد.هرچند اين دم مسيحايي به باد فراموشي سپرده شده ليکن باز ميتوان در ميان اقوام کهن ايراني آنها را جستجو کرد و شنيد.بدين سان در ادامه نوشتار مروري بر لالايي هاي اين ديار کهن داريم.

ادامه نوشتار

 

                 لينک ثابت                  ديدگاه شما - 1 نظر                  تعداد بازديد : 1555 بازديد

 

تمام حقوق مادی و مينوی اين تارنگار وابسته به روستای خان آباد بوده, شايسته است که اگر بخشی را استفاده می کنيد, نام اين تارنگار را يادآور شويد.
طراحی و پشتيبانی: گروه طراحی وب مگابايت